![]() |
![]() |
|
| "قلب من عاشقترینه فرق من باتو همینه" |
|
من غم انگیزترین شعرجهان را بلدم........................
من غم انگيزترين شعر جهان را بلدم
در خودم گم ميشوم من ذره ذره دانه دانه ..... در تو پيدا ميشوم من مثل گل يا يك جوانه..... چشم من عكس ستاره روي موج پر تلاطم..... چشم تو درياي روشن بي كرانه بي كرانه..... بهترين تصوير يادم عكس تو بر قاب ديوار..... خوشترين تصنيف عمرم اسم تو در يكه ترانه..... خانه ي من خالي از تو خالي از حس شكفتن..... مي زنم سر به بيابان يا كه بر هر كوي و خانه..... من كه لبريز از غرورم پر هياهو پر ز شورم..... دوستت دارم! چگونه؟! عاشقانه ... عاشقانه.....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/06/14ساعت 3:13 توسط کیمیا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/06/14ساعت 2:18 توسط کیمیا |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1384/06/12ساعت 3:22 توسط کیمیا |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1384/06/12ساعت 3:5 توسط کیمیا |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1384/06/12ساعت 2:50 توسط کیمیا |
|
|
سلام
به تموم دوستای خوب عشق بچگی این روزا دلم خیلی گرفته یه غمی دارم که دیگه دلم واسش جا نداره دیگه زندگی مثل قبل برام قشنگ نیست! کاش بیاد اونی که میتونه منو از این غمهای بزرگ نجات بده ! خدایا چرا همیشه همه چیز برعکسه چرا اونایی که دوسمون دارن و دوست نداریم و پیوسته به دنبال کسانی هستیم که دوستشون داریم ولی.... دوستمون ندارن ... کاش غم دلتنگی همه ی دلتنگا تموم بشه کاش یه ناجی بیاد و ما هارونجات بده
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1384/06/12ساعت 2:25 توسط کیمیا |
|
|
سلام هميشه فكر مي كردم آدمها هر چي دروغگو باشند،،،چشمهاشون اونا را رسوا ميكنه ولي حالا ميبينم اون جفت چشمهايي كه خيلي ها را ذره ذره آب مي كنه خيلي چيزا را تو خودشون پنهون ميكنند اون قديم قديما وقتي يكي ميگفت دوست دارم تا بنا گوش قرمز ميشد از شرم و حياش ولي حالا دوست دارم اين روزا مد شده هركي اونو نگه ميگن از دنيا خيلي عقبه !يه وقت يكي ميگفت عاشق شده تا سر مرگ ميرفت تا به عشقش برسه ولي اين روزا تا ميگن عاشقيم اون يكي ميگه منم عاشقتم اگه يه روز بهم نرسيديم خب ما كه مقصر نيستيم تقدير اين طوري بود به همين راحتي ...اصلا حاضر نميشه به خودش زحمت بده ...داره به يكي ميگه دوست دارم هنوز گوشي را نذاشته به اون يكي ميگه سلام عزيزم خوبي؟ دنيا نامردي شده، خيلي ها اين وسط قرباني ميشن، دلهاي زيادي له ميشه، اشكاي زيادي ريخته ميشه، ولي هيچكي هيچ كار نميكنه، ميگن دنيا نامرده و گرنه ما كه آخر مردو نگيم!!! الان خيلي ها ميگن تا بوده همين بوده ولي به خدا اين طوري نبود ما خودمون كرديم به خدا ديگه نميشه به كسي بگي دوسش داري حرمت اين كلمه خيلي وقته از بين رفته ......هنوزم ميشه عاشق شد و از ستاره مايوس نشد؟ واقعا ميشه؟ .............................................واقعا ميشه؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1384/06/11ساعت 2:36 توسط کیمیا |
|
|
بین ما همیشه یک دیواره تازه فهمیدم حقیقت داره |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1384/06/10ساعت 2:16 توسط کیمیا |
|
|
اگه................... اگه بودم شده نابود اگه سبزم شده پائیز اگه ازحادثه سرشارم و ازفاجعه لبریز اگه زخمی و خرابم اگه بی تابم و خسته اگه باد بی ترحم زده ساقمو شکسته من مث یه برگم بی تو رفیق مرگم من خزونم تو خود فصل بهارون من خود کویرم توچنگ خاک اسیرم چکه کن روتن این تشنه ی بارون اگه تلخم مث گریه اگه تنها اگه تاریک از ترانه دورم اگه با مرثیه نزدیک اگه ناباور چشمام تو تماشایتو مونده آره اون نگاه اول منو پای تو کشونده |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1384/06/09ساعت 2:0 توسط کیمیا |
|
|
روزي پادشاهي اعلام کرد به کسي که بهترين نقاشي صلح را بکشد , جايزه بزرگي خواهد داد . هنرمندان زيادي نقاشيهايشان را براي پادشاه فرستادند . پادشاه به تمام نقاشيها نگاه كرد ولي فقط به دو تا از نقاشيه ا علاقمند شد در نقاشي اول , درياچه اي آرام با كوههاي صاف و بلند بود . بالاي كوهها هم آسمان آبي با ابرهاي سفيد كشيده شده بود . همه گفتند : اين بهترين نقاشي صلح است . در نقاشي دوم هم كوه بود ولي كوهي ناهموار و خشن , در بالاي كوه هم آسماني خشمگين رعد و برق ميزد و باران تندي ميباريد و در پايين كوه آبشاري با آبي خروشان كشيده شده بود . وقتي پادشاه از نزديك به نقاشي نگاه كرد , ديد كه پشت آبشار روي سنگ ترك برداشته , بوته اي روئيده و روي بوته هم پرنده اي لانه ساخته و روي تخمهايش آرام نشسته است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1384/06/08ساعت 2:40 توسط کیمیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سلام به تموم عزیزانی که به من سر میزنند امیدوارم با مطالب خوندنی دل همتونو به دست بیارم
|
|
RSS
|
....