![]() |
![]() |
|
| "قلب من عاشقترینه فرق من باتو همینه" |
|
تقدیم به تموم دلشکسته گان می شد از بودن توعالمی ترانه ساخت کهنه هارو تازه کرد ازتویک بهانه ساخت باتومی شد که صدام همه جارو پرکنه تا قیامت اسم ما قصه هارو پرکنه اما خیلی دیردونستم توفقط عروسکی کوروکربازیچه بادمثل یک بادبادکی دل سپردن به عروسک منو گم کردتوخودم توروخیلی دیرشناختم وقتی که تموم شدم نه یه دست رفیق دستام نه شریک غم بودی واسه حس کردن دردام خیلی خیلی کم بودی توی شهر بی کسی ها تورو از دور میدیدم با رسیدن به تو افسوس به تباهی رسیدم شهر بی عابر وخالی شهر تنهایی من بود لحظه ی شناختن تو لحظه ی تموم شدن بود مگه می شه ازعروسک شعرعاشقونه ساخت عاشق چیزی که نیست شد روی دریا خونه ساخت |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1384/06/06ساعت 12:52 توسط کیمیا |
|
|
لحظه ی رفتنه دستاتومی بوسم
بایدبرم حتی اگه اونجا بپوسم منوببخش منوببخش که ناگزیرم بایدبرم حتی اگه اونجا بمیرم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1384/06/06ساعت 12:32 توسط کیمیا |
|
|
هرکسی تو چشم من خیره بشه غم تنهایی مو باور میکنه آرزومه که یه روزچشمای من توروبامن آشناتربکنه اگه تو یه روزی مال من بشی میرسم به قله آرزوهام به خدااگه تومال من بشی دیگه من ازخداهیچی نمی خوام چی میشد اگه می شد یه روزی عاشقم بشی آرزوهام میمیرن اگه تو مال من نشی به خدامن می میمیرم اگه تو مال من نشی وقت دیداردلموبه زیر پاهات میذارم نمیدونی که چقد می خوام بگم دوست دارم وقتی لبخند میزنی وجودومو آب میکنی وقتی از خودت میگی بدیهارو خواب میکنی عشق من تموم آرزوی من چی میشه یه بار نگاه کن تو چشام اخه چشمام میتونن بهت بگن که من ازتو جزتو چیزی نمی خوام اگه تو یه روزی مال من بشی میرسم به قله آرزو هام به خدا اگه تو مال من بشی دیگه من از خدا هیچی نمی خوام |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1384/06/06ساعت 12:7 توسط کیمیا |
|
|
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم..... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1384/06/05ساعت 12:21 توسط کیمیا |
|
|
آموخته ام چيزهاي كم اهميت را تشخيص دهم و سپس آن هاراناديده بگيرم.
كه باخت در يك نبرد كوچك را به قصد برد در يك جنگ بزرگ بپذيرم .
زندگي را از طبيعت بياموزم ، چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت، مثل صنوبر ، صبور ، مثل بلوط مقاوم ، مثل رود ،روان ، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشم .
كه اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي آن را ارسال كنم .
ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد ، بلكه كسي است كه به كمترين ها نياز دارد.
دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند ولي آنرا متفاوت ببنند.
كافي نيست فقط ديگران را ببخشيم ، بلكه گاهي خود را نيز بايد ببخشيم .
كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب كساني كه دوستشا ن داريم ، ايجاد كنيم اما سال ها طول مي كشد تا آن زخم ها را التيام بخشم .
كه دوستان خوب و واقعي ، جواهرات گرانبهايي هستند كه به دست آوردن شان سخت و نگه داشتن شان سخت تر است . آموخته ايم كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند كه در حال بالا رفتن از كوه هستند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1384/06/01ساعت 17:49 توسط کیمیا |
|
|
دوزخ؛ اماسرد شب ازشور شباهنگان نخفتم. سحر پیغامشان با زهره گفتم. به ساز سوخته دمسازشان دل. ازآتش می زد و خون میشنفتم. جوارم در کلیسابانگ ارگ است. دل من کوچک است و غم بزرگ است. بترس از روشنایی های آن شب. که چشم اخترش دندان گرگ است. فسرده دردلم بسیار حسرت. که بارد از درودیوارحسرت. درختان هریکی دارند باری، درخت ریشه کن را بار،حسرت. پسینی می سپردم درچمن راه. فضا تاریک شد ناگاه و بیگاه. گل ﭘﮋمرده ای میگفت و می ریخت: «یقین پروانه ای غمگین کشد آه» دلی دارم،قراراماندارد. سرشکی ،اختیاراماندارد. شنیدم در جهان جزنیش هم هست، دل ازکس انتظاراما ندارد. شب است و غم گرفته چارسویم. بیا ای دوست، بنشین روبرویم. بیا تا قصه ی غم را وشب را. اگر خوابت نمی آید، بگویم؛ درخت خشک باری هم ندارد. نه تنها گل،که خاری هم ندارد. بیا ای ابر، برباغی بگرییم. که امید بهاری هم ندارد............ مهدی اخوان ثالث |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1384/06/01ساعت 2:36 توسط کیمیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با سلام به تموم عزیزانی که به من سر میزنند امیدوارم با مطالب خوندنی دل همتونو به دست بیارم
|
|
RSS
|
....